حسن ابراهيم حسن ( مترجم : ابوالقاسم پاينده )
610
تاريخ الإسلام ( تاريخ سياسى اسلام ) ( فارسى )
شدند كه نام حاجب در دولت اندلس سخت بزرگ بود و در واقع حاجب نايب خليفه بود و حاجبى منصبى بزرگ بود كه بالاتر از آن نبود و همه كسانى كه با شاهان مى - نشستند عنوان وزارت داشتند و آنكه نايب شاه بود عنوان ذو الوزارتين داشت و غالبا در علم و ادب دستى داشت و گاه چنين نبود و فقط از فن ملكدارى باخبر بود . ابن خلدون نيز اين نكته را آورده كه " در اندلس حاجب چون وزير عباسيان بود و بر همه كار دولت نظارت ميكرد و آنها كه كار ديوانهاى دولتى را داشتند وزير بودند و در واقع حاجب چيزى مانند نخستوزير دوران ما بود كه بر گروه وزيران رياست و نظارت داشت . " عبد الرحمن ناصر اول كس بود كه وزير خويش را ذو الوزارتين ناميد از اينرو كه وزير كار شمشير و قلم را با هم داشت . بسال 327 احمد بن عبد الملك را اين عنوان داد و مقررى وى را بيفزود . امويان اندلس گاه منصبهاى معتبر را بذميان ميدادند . چنان كه عبد الرحمن ناصر حسداى بن شبروط را بسفارت بدربار امپراطور روم فرستاد . بدوران ضعف خلافت نفوذ حاجب فزونى گرفت و خليفه بر كارها تسلط نداشت ، بدوران مؤيد ابن ابى عامر قدرت مطلق داشت و نام او بخطبه بود و همنام خليفه بر سكه بود و نيز نام او را برسم خليفگان بر پارچههاى زربفت نقش ميزدند . دبيرى عنوان دبيرى از زمان عباسيان بود ، ابن خلدون درباره صفات دبير گويد : " بدان كه صاحب اين فن را از طبقات محترم و اهل مروت و حشمت و علم و بلاغت انتخاب بايد كرد كه وى از آنچه بمجلس شاهان مىگذرد واقف مىشود و هم مصاحبت ايشان مستلزم ادب و فضيلت است و در انشاى رسائل و تطبيق سخن با اقتضاى مقام بدقايق بلاغت محتاج است . " از معروفترين دبيران بنى عباس ابن زيات بود كه بدوران واثق ، ديوان رسائل را داشت و فرمان وليعهدى متوكل را او نوشت گاهى خليفگان بجاى وزير تنها دبير